عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
18
رساله افيونيه ( فارسى )
براى آنكه خورده ، آشاميده و يا بخور داده شود آمده است ، و بالاخره مطالبى مفصّل دربارهء حالت بيمارى كه بايد اين دارو را مصرف كند نوشته شده است . 10 - رسالهء افيونيه : اين كتاب برجسته دربارهء استفاده و سوء استفاده از ترياك است . مهمترين رسالهاى كه در دورهء صفويّه راجع به افيون نوشته شده است افيونيّهء عماد الدّين است اين كتاب در زمان خود رواج زيادى داشت . مطالب و جزئيّات اين كتاب مبنى بر تجربيّات شخصى نويسنده مىباشد و از جنبههاى مختلفى مىتوان آن را مورد بررسى قرار داد . اين كتاب داراى مقدّمهاى است كه در آن طبقات ناس را به سه صنف تقسيم مىكند كه عبارتند از صنفى كه مصرف افيون را تقبيح كرده و در هيچ شرايطى حاضر به استفاده از آن نمىباشند صنف ديگر مرتبا به استعمال آن مىپردازند و عماد الدّين در مورد ايشان گفته است : « اگر پشهاى ايشان را بگزد افيون در علاج آن از ترياق فاروق در علاج گزيدهء افعى واجبتر دانند » و صنف آخر در انتفاع و شرايط لازم و ضرورى به استفاده از آن مىپردازند . اين رساله پانزده باب دارد . سه باب اوّل دربارهء افيون است در خصوص ماهيّت و طبيعت و خواصّ آن و طرق امتحان آن و نيز منافع و مضارّ مربوط به آن . در اين بخشها در ماهيّت افيون از نظر سردى و گرمى و آزمايش خلوص و اثر آن در بدن شرحى مبسوط آورده شده است . و در فصل چهارم هم دربارهء مسموميّتها و مضرّتها نكاتى برشمرده است . در باب پنجم و ششم در بيان دلايل ايجاد نشئه و منشأ اعتياد به افيون و منافع و مضرّتها مطالبى آمده است در فصل هفتم و هشتم مضرّتهايى كه افيون به بدن مىرساند و چگونگى دفع اين مضرّتها بحثهايى صورت گرفته است و بالاخره در فصل نهم به اين بحث مهم مىپردازد كه معتادين چگونه مىتوانند خود را درمان كنند . به نظر عماد الدّين براى نيل به اين مقصود سه راه وجود دارد : اوّل طولانى كردن فواصل استعمال ، دوم تقليل مرتّب ميزان مصرف و روش سوم عماد الدّين جايگزين كردن مادّهء كمضررتر ديگرى مثل بيخ چينى به جاى ترياك است و نيز شراب را نيز ضمن تقبيح و مذمّت آن در جايگزين كردن به جاى ترياك براى ترك آن با ذكر تجربيّات خود مفيد مىداند . و بعد از اين موضوع مورد بحث قرار گرفته است كه ترك ناگهانى ترياك چه عوارضى دارد و اين عوارض را چگونه مىتوان بر طرف ساخت و در تأييد نظريّات خود به شرح حال يكى از شاهزادگان صفوى كه معتاد به افيون بوده است مىپردازد . فصل آخر كتاب بسيار مفصّل است و شامل نظريّات مختلفى است كه يونانيان ، اعراب اوليّه و معاصرين وى دربارهء ترياك ابراز داشتهاند و در مورد معاصرين به بهاء الدّوله اشاره مىكند .